Mehregan 2010Cyberset Web Development, Search Engine OptimizationBlogAccess RealtyClub670Submit your voice resume
 

Mir Hossein Mousavi VS Ahmadi Nejad Print E-mail

آیا به راستی انتخاب میرحسین موسوی انتخاب بین بد وبدتر است

به کدامین منطق  و سنجه، میر حسین موسوی  و ارزش هایش را بد  خواندید تا  در برابر بدتر (احمدی نژاد ) قرار دهید؟

آری من هم بر این باور هستم که انتخابات ریاست جمهوری در  نظام جمهوری اسلامی ،  غیردموکراتیک است  و نمایندگان  دگراندیش ، از صافی شورای نگهبانش  هرگز نمی گذرد ، ولی تحریم را درست نمی دانم و افزون بر آن ، گرچه  هیچ یک از این چهار نفر ، گزینش ایده آل و آرمانی من نیست ، اما پشتیبانی نکردن از  یک کاندیدا را، رفع مسئولیت از خود و  بی تفاوتی  نسبت به حرکت های مردم در این راستا می دانم. شایسته است به جای پرسه زدن در لابلای متون کهن یا نوین برای منزه نگه داشتن خویش ، با شفافیت آن کسی را که می تواند دست کم با پاکدستی در راستای بخش هایی از خواست های مردم برای برون رفت از بحران موجود در ایران ، گام بردارد ، پشتیبانی کنیم. بر این مبنا است که بر اساس شناخت نزدیک خود  از میرحسین  موسوی در دوران  نخست وزیری اش و عملکرد او در دوران جنگ و آگاهی از مخالفت های او با تصمیمات خامنه ای در همان دوران ، از میر حسین موسوی ، پشتیبانی می کنم.

 دیگر اینکه واژه ها بار ارزشی خود را دارند و بکارگیری عبارت "  انتخاب بين بد و بدتر" ، نشان از منزه طلبی ما است. هنگامي که مجبور هستيم از بين بد و بدتر يکي را انتخاب کنيم ، اگر معیار های سنجش و مقایسه ما درست نباشد دچار حالتي از تعارض شده ايم که می تواند خط بطلان برتمامی قضاوت ما بکشد. بی تردید ینا بر گفته " هانا آرنت " انتخاب بین بد و بدتر "غیر اخلاقی" است چون ما را به سمت بد تر سوق می دهد .ولی آیا به راستی انتخاب میرحسین موسوی انتخاب بین بد وبدتر است؟

 

اگر باورهای میرحسین موسوی با مبانی عقیدتی ما برای یک حکومت سکولار ، یگانه نیست آیا برای بد  بودن او کافی است؟ و او را با احمدی نژاد و محسن رضایی در یک صف شخصیتی قرار می دهد؟ به یاد داشته باشیم که" بد و بدتر" ویژگی شخصیتی  مبتنی بر عملکردهای فردی است.

  چهار سال طول کشید و به بهای از دست رفتن آبروی ایران در برابر جهانیان ، به بهای رشد فزاینده فقر و فساد ، سر انجام اپوزیسیون و روشنفکران برون مرزی دریافتند که تا چه اندازه قهر سیاسی از روند دموکراسی به بهانه  اینکه اصلاحات در درون حاکمیت و حکومت ، امکان پذیر نیست ، رای تحریمی ها را به سود احمدی نژاد رقم زد ولی هنوز اصلاح طلبان  در نیافته اند که در انتخابات گذشته ، آن ها نیز با نداشتن سنجه  درست از توانایی خود در محاسبه واقعبینانه از شمار هوادارانشان ، با پرهیز از ائتلاف  ،  با به میدان فرستادن سه کاندیدا، رای جبهه خود را سه پاره کردند و سرانجام ، ما صاحب یک رییس جمهور بد اندیش،  بدکردار و بد گفتار شدیم.

    رییس جمهوری که بر اساس مبانی روانشناسی شخصیت از مبتلايان به اختلالات شخصيت است و  به مراتب بيش از دیگران ، آمادگی ساير اختلالات رواني را دارد.رییس جمهوری که از نظر فردی چون به هیچ روی ،  دارای  گونه ای ازشايستگي جسمي، فردي و اجتماعي در خور تحسين نیست، براي جلب توجه مردم، دررویارویی با ديگران از روش هاي اغواگرانه همچون لبخندهاي ساختگي و بي مورد و جملاتي با بار احساسي سطحي به طور مبالغه آميزي بهره می گیرد و حتي در برخوردهاي رسمي و سياسي به طرز نامناسبي خودماني رفتار مي کند. او که تشنه سيري ناپذير توجه  است ، براي به دست آوردن نظرها و آراي ديگران از هر فرصتي سود مي جويد،حتي اگر به قيمت نابودي منافع ملتی باشد که مسؤوليت آنها با وي است.  رییس جمهوری که تصميمات بحث انگيز و پيشنهاد ها و اظهارات احمقانه اش در زمینه های گوناگون، که به گونه ای افراطي بر حدس و گمان و انديشه هاي پوشالي و کودکانه استوار است. رییس جمهوری که خيالباف و دروغگو  و به شدت ساده لوح است و به سبب  احساس خودکم بيني نافذي که بر او حاکم است ، هنگامی که براي نخستين بار به محفلي بسيار پرشکوه و رسمي  چون سازمان ملل متحد  برای سخنرانی پا می گذارد ، دچار استرس شديدي مي شودو به سبب دچار شدن به حالت هايي نظير شخصيت زدايي يا واقعيت زدودگي ، خود و جهان پیرامون خود را به طور واقعي درک نمي کند و گويي در رويا به سر مي برند و به صورت گذرا دچار توهمات شنوايي يا بينايي مي شود در اطراف خود هاله اي نور احساس مي کنند. تجربه ای که بسیاری از مبتلایان به اختلال شخصيت هيستريونيک ، دچار آن هستند.  رییس جمهوری که همانند همانند های بیمار خود ، در معرض خطر ابتلا به اختلال شخصيت ديگري به نام اختلال شخصيت خودشيفته (نارسيسيستيک) است.  رییس جمهوری که در این مرحله افزون  بر احساس خود کم بینی درونی ، به نمایش خود بزرگ بيني فوق العاده ای دست میازد  تا رنج درونی خود  که ناشی از اختلال شخصيت نمايشي درون است را با واکنشي ناخودآگاه ،خود را در نقطه مقابل آنچه واقعاً تصور مي کند ، نشان دهد و با کلام و گفتار ، خود را فردي استثنايي نمایش دهد و همواره حوادث را طوري تفسير کند که به ديگران نيز اين باور را القاء نمايد؛ این گونه است که در اين راه آنچنان افراط مي کند که گاه تا حد زيادي سخنانش مسخره و احمقانه به نظر مي رسد. او از خود قهرمان می سازد و همواره بر این تصور است که همه قصد ترور یا نابودی او را دارند تا رهبری جهان را از دست او بگیرند او برای این نمایش ها ، با هزينه هاي بسيار به اقداماتي بيهوده و سفرهايي پرخرج مبادرت مي ورزد تا هر چه بيشتر امکان ابراز و نمایش خود را فراهم سازد.

احمدی نژاد ، با انتصاب نزدیکان و خویشاوندانش بر مهمترین مشاغل دولتی ، دایره امنیتی برای پیشگیری از آسیب پذیری شخصیت خود فراهم ساخت. رییس جمهوری که در دوران اودرامد نفت بشکه ای 140 دلار گم می شود و بیشترین دانشجویان از دانشگاه ها اخراج می شوند و بسته ترین فضا برای آزادی مطبوعات ایجاد می شود.

بی تردید آنقدر احمدی نژاد  بد است که نیاز نباشد تا برای نمایش چهره بد او ، نخست ، موسوی را بد بخوانیم  تا  احمدی نژاد بدتر باشد. این دو چهره  تنها در یک مقوله با هم ویژگی مشترک دارند ، آن هم باور به نظام غیر دموکراتیک و دین سالار جمهوری اسلامی است. باوری که برخاسته از خواست های عقیدتی این دو است ، نه برخاسته از ویژگی های شخصیتی شان.

شایسته است با شناخت بهتر ، بیش از این  از خواست  مردم برای برکناری احمدی نژاد فاصله نگیریم.

رضا گوهرزاد-June 10-2009

www.iran-emrooz.net

 

 

 

 


Website Development and Search Engine Optimization by Cyberset.com