|
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود وین راز سر به مهر به عالم ثمر شود خواهم شدن به می
;کده گریان و داد خواه کز دست غم خلاص من آنجا مگر شود گویند سنگ لعل شود در مقام صبر آری شود ولیک به خون جگر شود بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی مقبول طبع مردم صاحب نظر شود از هر کرانه تیر دعا کرده ام رها باشد کز آن میانه یکی کارگر شود ای جان حدیث ما بر دلدار باز گو لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود از کیمیای مهر تو زر گشت روی من اری به یمن لطف شما خاک زر شود در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب یارب مباد آن که گدا معتبر شود زین سر کشی که کنگره کاخ وصل راست سر ها بر آستانه او خاک در شود حافظ سر از لحد به در آرد به پای بوس گر خاک او به پای شما پی سپر شود حافظ شیرازی 2-29-08 |