|
گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود تا ریا ورزد و سالوس مسامان نشود رندی آموز و ک
;رم کن که نه چندین هنر است حیوانی که ننوشد می و انسان نشود گوهر پاک بباید که شود قابل فیض ورنه هر سنگ و گلی لولو و مرجان نشود اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش که ب تلبیس و حیل دیو مسلمان نشود حسن خلقی ز خدا می طلبم خوی تو را تا دگر خاطر ما از تو پریشان نشود دوش می گفت که فردا بدهم کام دلت- سببی ساز خدایا که پشیمان نشود دردمندی که کند درد نهان پیش طبیب درد او بی سببی قابل درمان نشود ذره را تا نبود همت عالی حافظ طالب چشمه خورشید درخشان نشود 08-18-1 |