|
مرو که در غم هجر تو از جهان برویم بیا که پیش تو از خویش هر زمان برویم سخن ب
;گوی! که پیش لب تو جان بدهیم رها مکن که در این حسرت از جهان برویم روا مدار که جان بر لب است و ما ز جهان ندیده کام دل از آن لب و دهان برویم نشان وصل به ما ده به هر طریق که هست که باری از پی وصل تو بر نشان برویم چو بر کنار تو بینیم بر کنار افتیم چو در کنار نبینیمت از میان برویم گدای کوی شماییم و حاجتی داریم روا مدار که محروم از آستان برویم مگو که "حافظ ازین در برو! "برای خدا که هر چه رای تو باشد جز این بر آن برویم 4 ژانویه 2008 |