|
بیا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را جز این قدر نت&#
1608;ان گفت در جمال تو عیب که خال مهر و وفا نیست روی زیبا را غرور حسن اجازت مگر نداد ای گل که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر به دام و دانه نگیرند مرغ دانا را چو با حبیب نشینی و باده پیمایی به یاد آر محبان باد پیما را ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست سهی قدان سیه چشم ماه سیما را شکر فروش که عمرش دراز باد چرا تفقدی نکند طوطی شکر خا را در آسمان نه غجب گر به گفته حافط سرود زهره به رقص آورد مسیحا را 07-21-12 |