|
Apr 15
2008
|
Today PoemPosted by Siamak Kalhor in Poetry, poem, Farsi Articles |
|
مي شود رنگ نگاه ياس را
با نگاه آبيت پيوند داد
میشود در باغ همپاي نسيم
به شقايق يك سبد لبخند داد
مي شود با بال سرخ عاطفه
تا
فراسوي افق پرواز كرد
مي شود با ياري حسي لطيف
عشق را با يك تپش آغاز كرد
مي شود در بيكران آسمان
شعر سرخ يك شقايق را سرود
مي شود در مرز يك آشفتگي
جان فداي غنچه اي تنها نمود
مي شود با دستي از جنس
بهار
تك تك پروانه ها را تاب داد
مي شود با جرعه اي از اشك شوق
باغ سرخ لاله ها را آب داد
مي شود با يك نگاه ماندگار
از طلوع شهر رويا شعر گفت
مي شود گلهاي دل را آب داد
مي شود تا آبي دريا شكفت
مي شود در جاده هاي آرزو
مثل بيد پاك و مجنون تاب خورد
ميشود
قويي غريب و تشنه بود
از لب درياچه دل آب خورد
ميشود از شهر پاك پنجره
سوي حسي ماندني پرواز كرد
مي شود همبازي پروانه شد
برگهاي لادني را ناز كرد
مي شود يك شاخه گل را هديه داد
مي شود با خنده اي پايان گرفت
مي شود يك لكه ابر پاك بود
مي شود آبي شد و باران گرفت
پس بيا دنياي پاك قلب را
جايگاه رويش گل ها كنيم
با نگاهي روح را رنگي زنيم
با تبسم خانه را زيبا كنيم
معني اين حرف ها يعني بيا
از تمام كينه ها عاري شويم
زخم يك پروانه را درمان كنيم
در كوير سينه ها جاري شويم
del.icio.us · digg this · spurl · reddit · furl this







