|
Jul 22
2008
|
Divorce 2Posted by Shirin Nooravi in Untagged |
|
- - کودکان با پدر یا مادر مجرد :
تأثیراتی که زندگی با مادر مجرد در کودک میگذارد بستگی دارد به جنسیت ، سن و خلق و خو ، نگرش مادر ، علت نبودن پدر (طلاق یا مرگ) و اینکه سایر بزرگسالان و خواهران و برادران بتوانند جای خالی پدر را پرکنند .
مادران مجرد مشکلات مالی بیشتری دارند ، کارشان بیشتر است ، بیشتر احساس تنهایی میکنند و در بزرگ کردن فرزندان مشکلات بیشتری دارند .
برای کودکانی که در خانواده تک والدی زندگی میکنند زندگی کردن با پدر و مادر همجنس امتیازی محسوب میشود .
پسرها برایشان بهتر است که با پدر زندگی کنند و دخترها با مادر .
پسران در خانه های بدون پدر پرخاشگرتر ، مضطرب تر و کمتر خویشتن دارند ، کمتر علاقه ای به اسباب بازیهای پسرانه دارند ؛ بیشتر از پسرانی که در خانواده های هسته ای زندگی میکنند رفتار غیراجتماعی از خود نشان میدهند .
البته دختران در خانواده های تک والدی چندان فرقی با دخترانی که در خانواده های هسته ای زندگی میکنند ندارند .
در کل تأثیر نبودن پدر در سالهای اول زندگی بسیار عمیق است .
کودکانی که با مادر تنها زندگی میکنند در مقایسه با کودکانی که با پدر و مادر زندگی میکنند در مدرسه عملکرد ضعیفتری دارند ، در آزمونهای هوشی و پیشرفت ضعیفترند و در ضمن در کلاس بیشتر اختلال میکنند و بی توجهند .
مهارتهای کلامی در مقایسه با مهارتهای کمی ، کمتر تحت تأثیر نبودن پدر قرار میگیرد و نقص در حوزه های کمی ، درصورت وجود پدر خوانده یا جانشین دیگر جبران میشود .
- - طلاق :
- - اولین سال طلاق پرتنش ترین سال برای والدین است ، زیرا با بسیاری از مشکلات تازه و دشوار مربوط به امور مالی ، خانوادگی و کار کردن بیرون از خانه مواجهند و جای تعجب نیست که فرد احساس اضطراب ، افسردگی ، خشم ، طرد شدگی و ناتوانی و بی کفایتی در برقراری رابطه ای پرمعنا میکند .
- - مطالعات نشان میدهد افرادی که تازه طلاق گرفته اند در مقایسه با والدین دیگر کمتر به فرزندان خود محبت میکنند ، محدودیت بیشتری برایشان قائلند ، کمتر توقع رفتار بالغانه از فرزندان خود دارند ، نحوه برقراری ارتباطشان ضعیفتر است ، در انضباط ثبات قدم کمتری دارند و کمتر میتوانند برفرزندان خود کنترلی داشته باشند .
رابطه مادر و پسر به خصوص در این مرحله بسیار ضعیف است .
بعد از چند ماه غالب پدران طلاق گرفته تماس بسیار کمی با فرزندان خود دارند .
دو سال بعد از طلاق عموما" والدین با مشکلاتشان بهتر کنار می آیند ، خود پنداره آنان بهتر میشود و رابطه بین فرزندان و والدین هم مشخصا" بهبود می یابد.
بدترین تأثیر طلاق در فرزندان در سال اول طلاق بروز میکند و این تأثیرات در پسران شدیدتر و مداومتر از دختران است .
پسران در این حالت بیشتر از دختران احتمال دارد پرخاشگر و تکانشی شوند و در عین حال وابسته ، مضطرب و فاقد مسئولیت شوند .
معمولا" بسیاری از کودکان درست بعد از طلاق ، دچار کابوس میشوند ، بازیهایشان حاکی از افسردگی است ، خورد و خوراکشان دچار اختلال میشود ، شب ادراری دارند و از اینکه ممکن است خودشان باعث جدایی شده باشند احساس گناه میکنند .
کودکان مدرسه رو در این شرایط معمولا" بیشتر احساس طرد شدگی از سوی والدین میکنند و بعد از طلاق از آنان خشمگین میشوند .
در بسیاری از موارد ، بخصوص در مورد پسران عملکردشان در مدرسه تضعیف میشود و هم در خانه و هم در مدرسه مشکلات رفتاری بروز میکند .
- - ناپدری یا نامادری : برای پسرها غالبا" وجود نامادری یا ناپدری مفید است بخصوص ناپدری. و این بدین دلیل است که بسیاری از پسربچه ها از داشتن ناپدری جدید خوشحال میشوند و غالبا" به او دلبسته میشوند؛ علاوه براین ، ناپدریها معمولا" با کفایتند و اهل توجه نشان دادن .
غیر از این مادرانی که ازدواج مجدد میکنند معمولا" در مقایسه با مادران مجرد شادترند و احساس ایمنی بیشتری میکنند و از آنجا که حجم کار و مشکلات مالی آنها کمتر میشود و کمتر احساس تنهایی میکنند وقت و انرژی بیشتری را صرف فرزندان خود میکنند .
البته دخترانی که ناپدری دارند چندان وضعیت مناسبی ندارند ، آنان در مقایسه با دخترانی که در خانواده های معمولی زندگی میکنند اضطراب بیشتری نشان میدهند .
ظاهرا" بین مادر و دختر ، بعد از ازدواج مجدد مادر ، اصطکاک بیشتری ایجاد میشود تا بین پسر و مادر . از سوی دیگر ، وجود نامادری گرم و مهربان ، سازگاری دختر را افزایش می دهد .
معمولا" رابطه بین نامادری و دختر با گذشت زمان بهتر میشود و معمولا" دختران خانواده خود را بهتر میپذیرند و رفتارشان کمتر پرخاشگرانه میشود و کمتر دچار احساس خودبازداری میشوند .
del.icio.us · digg this · spurl · reddit · furl this








