|
May 21
2008
|
دویدمو دویدمPosted by Siamak Kalhor in siamak kalhor, Poetry, poem, Podcast, Humor |
|
دویدیم و دویدیم هیج جا رامون ندادن
گفتن كه توی جاده دونده ها زیادن
دویدیم و دویدیم فایده نداشت دویدن
به همه چی رسیدیم به جز خود رسیدن
دویدیم و دویدیم تو كوچه های بن بست
می رفتیم و می گفتن خسته نشید بازم هست
دویدیم و دویدیم جاده ها بسته بودن
پلای تو راهمون همه شكسته بودن
دویدیم و دویدیم رفتیم تو خط عادت
كم كم به هم می كردن دونده ها حسادت
دویدیم و دویدیم را ها خاكستری شد
حرفای عاشقونه كم رنگ و سرسری شد
دویدیم و دویدیم اسفندی دود نكردن
گفتن فقط زیر لب ، كاش دیگه برنگردن
دویدیم و دویدیم خوردیم به سنگ و صخره
طا قتمون تموم شد تا دریا قطره قطره
دویدیم و دویدیم سیبا رسیده بودن
سه فصل آزگار بود همه دویده بودن
دویدیم و دویدیم تا رسیدیم به دیوار
اون ور دیوارم باز خوردیم به فصل تكرار
دویدیم و دویدیم ، قصه زندگی بود
كه واسه اون دویدن ، فقط دیوانگی بود
del.icio.us · digg this · spurl · reddit · furl this





