|
Jan 16
2008
|
تو اینا رو نمی دوPosted by Siamak Kalhor in speech, Poetry, poem, Farsi Articles, Computer and Internet |
|
شکایت نیست با ور کن , تو اینا رو نمی دونی
طلسم عشق تو بسته است تو اینا رو نمی دونی
نمی خوام کاسه صبرم بشه لبریز از عشق تو
می آم اونجا که تو باشی تو اینا رو نمی دونی
خودت گفتی که می مونی تو این بازی پروانه
ولی شمع دلم سوخته تو اینا رو نمی دونی
نگو بلبل مقصر نیست , کنارگل کمی سخته
همین سردیت منو کشته تو اینا رو نمی دونی
هنوزدنبال جای پات کنار ساحل امید
من اینجا غرق تاریکی تو اینا رو نمی دونی
یک کاسه آب توی دستم , خدایا زود برگرده
تو موندی اونورا با کی تو اینا رو نمی دونی
یک ذره سادگی کردم که دستات تو راه گم شد
صدای تو تو گوشم هست تو اینا رو نمی دونی
گلم , سجاده مهرت هنوز اینجاست ببین انگار
کمر بر قتل قلبم بست تو اینا رو نمی دونی
چه وقتهایی که اشک ریختم کنار خاطرات تو
چون از من دوری شاید تو اینا رو نمی دونی
غروب چشم تو قبلا طلوعی هم کنارش بود
چه بی انصاف شدی حالا تو اینا رو نمی دونی
چقدر باید بیام , بازم کنار قلب تو باشم
تا هر جا که بگی هستم تو اینا رو نمی دونی
شکستم بی تو هر لحظه ولی چشمات به راهم نیست
شکستن کار هر کس نیست تو اینا رو نمی دونی
چشام پر شعله از حسرت پر از جاده پر از وحشت
فقط جا پای تو مونده تو اینا رو نمی دونی
del.icio.us · digg this · spurl · reddit · furl this






