House DepotKPM Group IncVIP TicketsALUniversityDivine Performing Arts
 



Jan 07
2008

تعطیلات در لاس وگ

Posted by Siamak Kalhor in personalitiesHumorFarsi ArticlesEntertainment

avatar
 

آقا جای همگی خالی؛ در این تعطیلات کریسمس و سال نو رفتیم لاس وگاس. همه اونجا بودند؛ یعنی یکجورایی هرکی رو که من میشناختم رو اونجا دیدم و حتی کسانی رو که توی ایران گم کرده بودم رو ؛ اونجا پیدا کردم. اصلاً انگار که ایرانی ها  لاس وگاس رو تسخیر کرده بودند.

خلاصه این ور رفتیم و اون ور رفتیم؛ کنسرت رفتیم و پارتی کردیم و طبق معمول ؛پولهامون رو باختیم و هی از این هتل رفتیم توی اون هتل؛ و از اون هتل اومدیم این هتل.

اما الحق که عجب هتل هایی بود اونجا؛ آدم حض میکنه. رفتیم هتل پاریس؛ انگار که وارد یک فرانسه کوچولو شدی. رفتیم نیویورک؛ انگار که جدی جدی توی نیویورک بودیم و خلاصه که هر هتلی  دارای کاراکتر خودش بود و آدم رو می برد توی فضای خودش.

اما متاسفانه جای ایران خودمون خالی بود. با خودم گفتم چقدر خوب میشد که یک هتل ایران هم اینجا میساختند که ما ایرانیها هم یاد وطن می افتادیم و چند روز تعطیلاتمون رو در جایی شبیه به وطنمون زندگی میکردیم. ضمناً با توجه به اینهمه ایرانی که من در لاس وگاس دیدم ؛ احتمالاً این هتل ضرر هم نمی کرد و همیشه پر از مسافر  بود.

تازه با اینهمه قوم و اقوامی که ما در ایران داریم ؛ می تونیم هر طبقه این هتل رو به شکل یکی از شهرستانهامون در بیاریم. مثلاً لابی رو مثل تهران درست کنیم. یک طبقه مدل ترکی و طبقه بعدی مدل لری. یک طبقه به سبک کردی و یکی مدل رشتی. طبقه بعدی به سبک بندری و اون یکی بلوچی.

توی یک طبقه امام زاده و سقا خونه میگذاریم و توی بعدی نقش جهان و سی وسه پل.و خلاصه که میشه یک هتل پنجاه طبقه ساخت که هر طبقه اش برای خودش یک ساز بزنه ( درست مثل مملکت خودمون که اینهمه لهجه و زبان و فرهنگ مختلف داره و همه باهم  دارن زندگی می کنند).

 

                                               ********************************************

حالا یک لحظه چشماتون رو ببندید و تجسم کنید این هتل ساخته شده و شما در حال ورود به آن هستید.

یک ماکت بزرگ از میدان شهیاد در کنار این هتل ساخته شده که با لامپهای مهتابی بنفش و سبز و آبی که یکی درمیون سوخته وچشمکزن شده اند؛ تزیین شده است. لابی هتل ؛درست مثل کوچه پس کوچه های تهرون ؛پر از چاله و چوله و تله های آبی است که در ظاهر سنگفرش خیابونه ؛ولی یه محض اینکه پاتو روش میذاری؛ آب و گل رو؛ با شدت زیاد به سر و صورتت می پاشه. در دو طرف لابی پر از کبابی و جیگرکی و سیراب شیردونی است؛ بوی چلوکباب و دمبه به همراه دود آنها در هوا پخشه. ضمناً برای لمس بیشتر وطن؛ هواکش های پارکینگ هتل رو به لابی وصل کرده اند تا ریه های تهرونی های عزیز حال بیاد و بیشتر احساس وطن رو تجربه کنند.

پیشخدمت های هتل هم با موتور سیکلت هوندا ۱۲۵ در لای جمعیت ویراژ میدن و تک چرخ میزنند.گربه های ولگرد هم همینطور از در و دیوار هتل بالا میرن و .باهم دعوا و جفت گیری می کنند.

کافه ها و چایخانه های سنتی با تخت و حوض و فواره های جور واجور در دور و اطراف لابی به مشتریان سرویس میدهند و صدای چه چه بلبل و مرغ عشق از همه جای هتل شنیده میشه و آدم رو به یاد خیابون مولوی تهرون میندازه.

در یک گوشه دیگه <آل یو کن ایت> سنتی با انواع غذاهای ایرانی مثل آب گوشت؛ انواع چلوخورشت؛ باقالا قاتوق و میرزاقاسمی به صورت شبانه روزی موجود است و پذیرای مهمانان عزیز میباشد.

در این هتل به جای میزهای< بلک جک> و <پوکر>  از بازی های سنتی خودمون ؛ مثل بیخ دیواری و النگ دولنگ و تخته نرد استفاده میشه و مسافران به جای پول بیهوده ریختن در< اسلات ماشین های> بی رحم ؛ میتوانند پول های خود را در صندوق های صدقه موجود در لابی بیاندازند و یک دلار در دنیا و صد دلار در آخرت پاداش بگیرند. و شب رو با خیال آسوده بخوابند.

ضمناً در حین بازی هم از بازیکنان عزیز ؛با قلیون و چای قند پهلو و عرق کیشمیش ؛ بصورت مجانی پذیرایی می گردد.

بستنی اکبرمشدی و فالوده شیرازی و دوغ آبعلی و اکبرجوجه هم بعنوان برندهای معروف ایرانی ؛ در لابی این هتل نمایندگی دارند و مشغول کسب و کار هستند.

یکسری هم با چرخ دستی در هتل می چرخند و لبوی داغ و چاقاله بادوم می فروشند و داد میزنند : لبو لبو داغه لبو. ..

بارها و کلاب های ایرونی هم با انواع موزیکهای ساز و ضربی و شیش و هشت ؛ تا صبح میزنند و میخونند و تعطیلی توی کارشون ندارند.( البته ۱۸ سال به بالاها هم میتوانند در آخرین طبقه هتل به نایت کلاب  <نیوسیتی> بروند و از برنامه های آنجا استفاده کنند.

شخصیت ها و کارکترهای تاریخی و افسانه ای ایرانی مثل داش آکل و قیصر و رضا موتوری با لباسهای مخصوصشون در بین جمعیت می چرخند و با مردم عکس یادگاری میگیرند.

از ساعت سه و نیم ؛ چهار صبح هم دکون های کله پاچه ای باز میشن و از ملت با کله و پاچه و حلیم و آش رشته پذیرایی میکنند.

به جای جیم و سونا و اسپا ؛ یک زورخونه و یک حمام عمومی با دلاک های ورزیده ؛ در گوشه هتل تعبیه شده که از مسافران عزیز به صورت سنتی و ایرونی پذیرایی می کنند.

اما بشنوید از طبقات و اتاقهای این هتل که باید مثل لابی مسافران رو به یاد ایران بندازه و آدم رو ببره توی فضای ایران.

آسانسورها یکی در میون خرابه و با قسم حضرت عباس میرن بالا و با بیمه ابولفضل میان پایین. برق اتاق ها نیز به خاطر یادآوری خاطرات ایران هرازگاهی ؛ قطع میشه و بعد از یکی دو ساعت دوباره وصل میشه. کشیدن سیگار؛ قلیون؛ تریاک؛ با رعایت احتیاط مجاز است. پخت وپز  غذا و بردن گاز  پیک نیکی و کتری و سماور  در اتاق آزاد است.عربده کشی و دعوا در راهرو ها در صورتیکه با فحش خواهر و مادر همراه نباشد؛ مجاز است.اما نگاه چپ به خواهر و مادر مردم در هیچ کجای هتل مجاز نیست.

فال قهوه و کف بینی و رمل و اسطرلاب با اطلاع مسٔولان هتل آزاد است.

دراتاق دونفره ؛خوابیدن بیشتر از هشت نفر مجاز نیست.غذا خوردن در بوفه با یک بلیط بیشتر از پنج نفر مجاز نیست. ضمناً  برای شرکت در کنسرت ها ؛ خواهشمند است با یک بلیط ؛ بیشتراز ده نفر وارد سالن نشوید.

 

حالا شما فکر کنید دوسه روز اقامت در این هتل ؛ برای ما ایرانی های دور از وطن و دلتنگ ؛ چه حالی میده.

 

 

 اما با همه این حرفها ساخت این هتل کار یکنفر و دو نفر نیست واحتیاج به یک سرمایه گذاری و کار گروهی و شراکت چندین  کمپانی دارد که این کار هم در میان ما ایرانی ها معنی و مفهوم ندارد.چون هرکدوم از ما ایرانی ها برای خودمون یک پا <من> هستیم و کس دیگری رو قبول نداریم.

مگر اینکه کار به رقابت و چشم و هم چشمی بکشد ؛ در آن موقع است که این هتل ؛ سه ماهه سر به فلک میکشد . میپرسید چطور؟

 

ساخت یکسری از طبقات ؛بلافاصله توسط شبکه های تلویزیونی رزرو میشود و هر شبکه یک طبقه رو میسازه. یکی با سنگ گرانیت میره بالا و اون یکی به خاطر چشم و هم چشمی ؛ دیوارها رو هم مرمر میکنه.

یک طبقه رو سلطنت طلبها درست میکنند و همه جا رو پر میکنند از عکس شاه و خاندان پهلوی ؛ و طبقه دیگر رو طرفداران آزادی میسازند وآنرا با عکسهای چه گورا و گاندی و بقیه بر وبچه های آزادی طلب پر میکنند.

 پرسپولیسی ها یک طبقه قرمز میسازند و استقلالی ها هم برای اینکه کم نیارن ؛ زحمت یک طبقه تماماً آبی رو میکشند. مذهبی ها یک طبقه اسلامی میسازند و ناسیونالیستها هم ترتیب ساخت یک طبقه مثل تخت جمشید و نقش رستم رو می دهند..........

 

خلاصه که همینطور که ادامه بدیم ؛ دوباره یک چیز بی سرو تهی درست میشه ؛ که تا ابد؛ هیچ قاعده و قانون و نظم وترتیبی نخواهد داشت.

                        درست مثل مملکتی که خودمون ساختیم و مجبور شدیم ازش فرار کنیم.




Powered by ParsNational.com