|
Jun 21
2008
|
|
در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
حالتی رفت که مهراب به فریاد آمد
ار من اکنون ط
|
Category >> poem
در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد حالتی رفت که مهراب به فریاد آمد ار من اکنون ط
زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد از سر پیمان گذشت با سر پیمانه شد شاهد عهد شبا
دویدیم و دویدیم هیج جا رامون ندادن
برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد است مرا فتاده دل از کف تو را چه افتاده ست؟ به کام تا
رؤیای من
رؤیا ی من رؤیای من ای دلبر رؤیاییم محبوب من محبوب من ای مونس تنهاییم & |