|
Jun 09
2008
|
زاهد خلوت نشین دوPosted by Parvin Javadi in Poetry, poem |
|
زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد
از سر پیمان گذشت با سر پیمانه شد
شاهد عهد شبا
زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد از سر پیمان گذشت با سر پیمانه شد شاهد عهد شبا
مهر و وفا دیگر خریداری ندارد یک سینه حرفم در گلو اما خموشم آرامم, اما در درون چون مو&#
برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد است مرا فتاده دل از کف تو را چه افتاده ست؟ به کام تا
رؤیای من
رؤیا ی من رؤیای من ای دلبر رؤیاییم محبوب من محبوب من ای مونس تنهاییم &
دیگه کو عاشق صادق؟
توی دنیا تک و تنهام بخدا روز و شب مونس غمهام بخدا دلم از غ |
|||||||||||||||||||