نقش پر رنگ والدین در کسب موفقیتهای ورزشی فرزندان

نقش پر رنگ والدین در کسب موفقیتهای ورزشی فرزندان

 

شکست، بهترین هدیه

 

آرش حفیظ

 

اگر می خواهید فرزندان شما به ورزش علاقه‌ مند شوند و از همان دوران کودکی احساس خوبی‌ دررابطه با ورزش و خودشان پیدا کنند، آن ها بدون شک به همکاری شما نیاز دارند. نقش شما در مثلث، ورزشکار، مربی و والدین بسیار اساسی‌ است. اگر شما نقش خود را درست ایفا کنید فرزند شما ورزش را سریع تر یاد گرفته، عملکردش مطلوب تر شده، و مهم تر از همه یاد می‌گیرد که از ورزش لذت برده و حرمت نفس بالاتری پیدا کند. ورزش به عنوان الگویی مناسب برای مقابله با موانع گوناگون در ادامه راه به یاری فرزندان خواهد آمد. عکس آن‌ هم به درستی صدق می‌کند. بی‌ تفاوتی یا اشتباهات رفتاری ما سبب می شود کودک از یادگیری دست بکشد، توانایی روبرو شدن با مشکلات را نداشته باشد و به جای لذت از ورزش از آن رویگردان و متنفر شود.

قصد دارم به طور خلاصه چند نکته را که با پژوهش فراوان در مورد نقش موًثر والدین در تربیت ورزشی کودکان را گرد هم آورده‌ام در اینجا ذکر کنم:

مهمترین نکته این است که ما بدانیم رقابت چیست و پی‌ ببریم که رقیب، بهترین شریک وزرشی ماست و نه دشمن. کلمه کامپتیشن از دو واژه لاتین تشکیل شده است. کام به معنای “باهم” و پتر به معنای “جستجو” که در واقع مفهوم صحیح کامپتیشن “با یکدیگر جستن” است.

 فلسفه ورزش، پیدا کردن راهی‌ برای عبور از مشکلات و موانع است و بدون حریفی قدر و توانا، ورزش زیبایی خود را از دست می دهد. هر اندازه حریف قلدرتر باشد، گیرایی آن بیشتر است و چالش برای فراتر رفتن از محدودیت ها، جذاب تر می شود. هرگز به فرزند خود یاد ندهید که حریفشان آدم بد، یا دشمنشان است و باید آن ها را نابود کرد و از آن ها بیزار بود تا بتوانیم برنده باشیم. این بدترین ملاک برای ورود به عرصه ورزش است

فرزند شما باید بداند که شکست حریف وقتی‌ میسر است که عملکرد شخصی‌ آنها بهتر شود و از این رو تمرکزشان را به جای شکست حریف بر روی بهتر شدن خودشان معطوف کنید صرف نظر از هر نتیجه ای که بدست آید

برندگی و بازندگی را به نتیجه ربط ندهید. فرزند شما نباید با وجود تلاش مثال زدنی،‌ به خاطر واگذار کردن نتیجه سرزنش شود یا اگر با تلاش کم به برد رسید، نباید پیروزی را بزرگ جلوه داد. اگر شما موفقیت و شکست را به برد و باخت ربط دهید، فرزند شما در مسیر کٔج قدم خواهد گذاشت.

به عنوان یک پدر یا یک مادر، وظیفه ما پشتیبانی است نه مربیگری. کار مربیگری را به مربیان بسپارید. شما فقط یک حامی‌ هستید. بدترین کاری که می توانید بعد از شکست فرزندتان در یک مسابقه انجام دهید، این است که اشکالات تاکتیکی و تکنیکی‌‌اش را به او گوشزد کنید. یک طرفدار واقعی‌ در پیروزی و شکست برای ورزشکار مورد علاقه‌اش کف می‌زند .

هر شخص در هر سطحی که مشغول فعالیت ورزشی باشد باید همواره از آن لذت ببرد. اگر کودکی‌  از ورزش لذت نمی‌برد شما به عنوان والدین می‌بایست کنجکاو باشید. اگر مسبقه خیلی‌ جدی شود فرزند شما دلزده می شود و علاقه خود را برای تمرین از دست می دهد. در این شرایط شما باید جستجو کرده و ببینید چه عاملی سبب آزردگی فرزند شما می شود تا آن را برطرف کنید.

فراموش نکنید که فرزند شما بخاطر شخص خودش  ورزش می‌کند و نه بخاطر جلب توجه شما. آنها نباید فکر کنند که پیروزی و شکستشان به احساسات شما وابسته است. کودک نباید عادت کند که اگر ورزش کند به پاداشی که برایش در نظر گرفته اید می‌رسد وگرنه ممکن است تنبیه شود. تصمیم باید تصمیم کودک باشد و نه والدین. و اگر می‌خواهید آسیب شدید به فرزند خود وارد کنید او را برای اشتباهاتش در ورزش سرزنش کنید. چه فرزند شما در فوتبال گل بزند چه نزند باید مطمئن باشد که عشق شما با گل نزدنش فروکش نمی کند.

البته تشویق هم حد و اندازه دارد. اگر فرزند شما در مسابقه خود ضعیف عمل کرد، بی‌ جهت او را بالا بردن و تشویق کردن هرگز به سود او نیست. در این شرایط با او همدردی کنید و به او امید بدهید که با تلاش بیشتر به موفقیت خواهد رسید. سرزنش، تحقیر، خجالت دادن و بی‌ اهمیت شمردن آن ها در این شرایط به حرمت نفس آنها ضربه میزند.

این نکته را با دقت بیشتری بخوانید. اگر موفقیت فرزند خود را می خواهید به آن ها درس شکست را هدیه دهید. کودک باید یاد بگیرد که شکست می تواند عامل موفقیت‌های بزرگتر باشد. آن هایی که از شکست، واهمه ندارند دست به ریسک می زنند و در این راه بارها با شکست مواجه می شوند ولی‌ در عوض این شکست‌ها را به طرز مثبتی به ایجاد انگیزه و تلاش برای دستیابی به موفقیت، به کار خواهند برد. اگر شکست به معنای نابودی در ذهن کودک شکل بگیرد هیچگاه قادر به جلو رفتن نخواهد بود.

شما باید فرق بین به چالش کشیدن و تهدید را بدانید. تهدید اگر چه ممکن است در کوتاه مدت نتیجه دهد ولی‌ در دراز مدت جز تخریب ثمری ندارد. شما با ایجاد ترس در کودک به طور غیر مستقیم در او این  ذهنیت را به وجود می آورید که شما به توانایی های او باور نداشته و نگرانی‌ خود را به او انتقال میدهید.

از مقایسه فرزند خود با حریفان شان کاملا خودداری کنید که هیچ سودی نخواهد داشت. یک کودک ۱۲ ساله ممکن است از نظر فیزیکی‌ مانند یک کودک ۱۶ ساله باشد و کودک دیگر ممکن است در رشد خود قدری تاخیر داشته باشد و به مانند یک کودک ۹ ساله عمل کند. قیاس‌های ناقص می تواند مهارت های نهفته را در کودک خاموش کرده و آن ها را از مسیر خارج کند. حال اگر تکنیک کودک دیگر را به عنوان الگویی برای فراگیری استفاده کنید هیچ صدمه‌ای متوجه کودک شما نخواهد بود.

بالاخره به این نکته هم باید آگاه بود که وسایل ارتباط جمعی‌ همیشه بر روی مساله برد و بخت مانور می دهند. شما ضمن اینکه باید مواظب باشید که رویای کودک خود را از بین نبرید به او بفهمانید که همیشه نمی‌شود قهرمان جهان شد و انتظارات آنها را در حد معقول نگاه دارید. اگر در مسابقه شنا کودک شما بر عکس انتظارش به جای اینکه اول شود آخر شد، باید بداند که فردا دوباره خورشید طلوع خواهد کرد و دنیا به آخر نمی رسد.

زمانی والدین، تنها به آنچه خود صحیح می پنداشتند، اقتضا کرده و چه بسا فرزندان لطمات جبران ناپذیری را متحمل می شدند.

در دنیای امروز، توصیه های علم روان شناسی که از هزاران ساعت تحقیق و بررسی در رابطه با آنچه روان انسان به آن جواب بهتری می دهد، برگرفته شده است که اگر از آن ها بدرستی بهره برداری شود، بی شک نتیجه آن، تاثیر محسوسی بر جامعه بشری در همه ابعاد، خواهد گذاشت.

اگر همه مردم این نکات را در پرورش کودکان رعایت میکردند شاید امروز دنیا وضعیت بهتری داشت.